جلال جلالى زاده

106

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى )

شخص معسر ( تنگدست ) 3 - لزوم بر ذمه بودن تكاليف مالى تا هنگامى كه توان پرداخت آنها را دارد 4 - عدم توقيف مالى كه براى نفقه لازم است 5 - فروختن مال معسر 6 - استحقاق زكات 7 - اعلام معسر بودن 8 - اجازه گرفتن براى مسافرت 9 - كسب اجازه در هزينه‌هاى غيرمعمول . بقره / 280 اعضاى سجده ، هفت عضو بدن كه در هنگام سجده با زمين تماس مىگيرند . إعلام : آگاهانيدن طرف ذينفع از وقوع يك عمل حقوقى أعم از عقود ، ايقاعات و ديگر تصرفاتى كه منشأ أثر واقع مىشوند . أنفال / 41 ، حجرات / 7 إعلان : مبالغه در اظهار و آشكار كردن براى آگاهى مردم . نوح / 9 ، ممتحنه / 1 أعمى : شخصى كه از ناحيه دو چشم نابينا باشد . كسى كه فاقد قوهء بينايى باشد . نور / 61 ، رعد / 16 إعنات : به دشوارى افكندن ، اعمال فشار قاضى بر شهود . بقره / 220 أعور : يك چشم ، كسى كه يك چشمش نابينا باشد . إعواز : نياز ، فقر . إغاثه : كمك فورى به شخص نيازمند . كهف / 29 إغاره : شبيخون ناگهانى به دشمن و عقب‌نشينىكردن . إغتراب : ترك وطن و اقامت در سرزمين ديگر . إغترار : فريب دادن . لقمان / 33 إغتيال : تروركردن . أغلف : ختنه نشده . إغماء : بىهوش شدن كه در فقه داراى آثارى است . إفاضه : با سرعت و جديت رفتن . إفتاء : فتوى دادن و بيان حكم شرعى مسأله به وسيله مفتى و مجتهد . صفتى است در عالم دين كه به موجب آن صلاحيت مىيابد تا پاسخ پرسشهاى شرعى مردم را بدهد ، در اهل سنت إفتاء أخص از اجتهاد است .